مراقبت از خانه دل

"ظاهر"، هم نشان دهنده باطن است، هم تاثیر پذیر از درون و حالت قلبی و شخصیت باطنی.
گاهی آنچه به گوش ما می خورد، بر دل می نشیند و بر اندیشه اثر می گذارد. گاهی آنچه به چشم ما می خورد وارد قلب می شود و بر اندیشه اثر می گذارد. گاهی آنچه به چشم ما می خورد، وارد قلب می شود و دل را متاثر می سازد. آنگاه کسانی همچون باباطاهر عریان، در پی ساختن خنجری از فولادند تا بر دیده زنند و دل را آزاد کنند.
آیا راه همین است؟
آیا نمی توان بدون کور کردن چشم، از آسیب های نگاه مصون بود؟


اگر بزرگان "دربانی دل" را شرط رسیدن به "فلاح" دانسته اند، پس می توان گفت: مراقبت از چشم و گوش و خطورات قلبی و تصورات ذهنی و حالات باطنی راهی برای خودسازی و تهذیب نفس است.
شکی نیست که کاخ نشینی، روحیه و خصلت شاهی و طاغوتی در انسان پدید می آورد و نشستن در ماشین شیک و گران قیمت، غرور می آورد و پوشیدن لباس های فاخر حس خود برتر بینی می آورد. این: وضع عادی و طبیعی افراد است.
اما اگر کسی وارسته باشد، نه وابسته، در دام تعلقات نمی افتد و اسیر داشته ها نمی شود.


در احادیث است: " لباس الدون یخشع له القلب"  دل به سبب لباس ساده و معمولی خاشع می شود.
این از موارد تاثیر ظاهر در باطن و جامه در قلب است. اما کسانی هم یافت می شوند. که گرچه لباس فاخر و نو و گران قیمت بپوشند، چون از این ظواهر عبور کرده اند، روحیه تکبر و تفاخر و غرور نمی یابند.


ما ضعیفیم.
حرف ها، رفتارها، منظره ها، عکس ها، مبل و ماشین، پرده و فرش، لباس و کفش، گوشی و عینک، خانه و ویلا، پرده و دکوراسیون، میز و ساختمان و... ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
چگونه می توان از اسارت این ها رها شد؟
چگونه می توان روح را از رنگ باختن در برابر این جلوه ها نگه داشت؟

       


وقتی که قدر خود را بدانیم و در محاسبات، ارزش وجودی خویش را برتر از این ها بشناسیم و خود را به دنیا نفروشیم، مصون می مانیم.
پس، حال که ضعیفیم و اثر پذیر، مواظب دیده ها و شنیده ها باشیم و خانه دل را بی در و پیکر قرار نداده و به نامحرم اجازه ورود ندهیم.
پاسبان دل باشیم، تا دلمان را ندزدند و قلب مان را به یغما و اسارت نبرند.

(حجه الاسلام جواد محدثی)

          

/ 1 نظر / 51 بازدید
ل.بیگدلی

الان این متن چقدر با صوت هماهنگه... من کیم عبد زپا افتاده ای... من کیم عبدی جسور و خیره سر... من کیم بی خانمانی دربه در... .