کانون یاوران جهادگر
|
||
انگار وقت رفتن است.
.

.
نیت کرده ای؟
کوله بارت را بسته ای ؟
نقشه را نگاهی بینداز.بی نقشه سفر کردن خطاست.
تجربه هایت را قسمت کن تا سفرت بهترین سفرها باشد.
ادامه مطلب
این مراسم در روز پنجشنبه ۱۳۹۰/۲/۸، ساعت ۱۷:۳۰ در دانشگاه تهران تالار علامه امینی برگزار خواهد شد.

حاج عبدالله والی فردی موثر و فعال در ایجاد و تقویت اردوهای جهادی و کمک به مناطق محروم کشور بود. در سال ۱۳۶۱ او طی حکمی رسمی برای محرومیت زدایی از منطقه بشاگرد از سوی نماینده ولی فقیه در کمیته امداد مأموریت پیدا کرد که به آن منطقه رفته و وضعیت منطقه را بهبود ببخشد.
او طی حدود ۲۲ سال و با اجرای طرحهای گسترده عمرانی، مردم محروم بشاگرد را از فقرهای مختلف رهانید و چهره قبلی این منطقه را بکلی گرگون کرد.
او بر اثر ۱۲ بار ابتلا به بیماری مالاریا(که به دلیل وضع نامناسب بهداشتی منطقه در آنجا شیوع داشت) سلامتی خود را نیز در این راه از دست داد و تا پایان عمر از عوارض ناشی از این بیماری رنج میبرد.
والی پس از حضور ۲۳ سالهاش در بشاگرد در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۴ در سن ۵۶ سالگی در اثر سکته قلبی جان باخت و پیکر او در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
در همین رابطه بخوانید:
جلد اول کتاب تا خمینیشهر، روایت زندگی مجاهدانه حاج عبدالله والی، منتشر شد
ما آن روز عید داریم که مستمندان و مستضعفان ما به زندگی صحیح رفاهی و تربیت صحیح اسلامی - انسانی برسند.
امام روح الله
.
پروردگارا! تو را به حق حرمت مقام پیامبر سوگند مىدهیم، در درون و دل و جان ما تحولى عمیق و اسلامى پدید بیاور.
پروردگارا! نفس سرکش ما را حقیقتا بنده خود قرار داه.
پروردگارا! ما را در میدان جهاد و مقاومت همواره سرافراز بدار.
پروردگارا! آنچه گفتیم و شنیدیم و انجام دادیم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ به فضل و کرمت آن را از ما قبول بفرما
پروردگارا! قلب مقدس ولىعصر را از ما خشنود بگردان، ما را از یاران و شهداى راه آن بزرگوار قرار بده.
امام خامنه ای

گذاشتن دقایقی برای خواندن
نامه شهید سید حسین علم الهدی
به خواهرش در آغاز سال جدید خالی از لطف نیست...
ادامه مطلبجهت اهدای کتب تست ، کنکوری و کمک درسی در مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی به مناطق محروم استان ایلام می توانید از شنبه الی چهارشنبه تا تاریخ 25 اسفند ماه 1389 ، از ساعت 8 الی 15 به آدرس زیر مراجعه کرده و کتب خود را تحویل نمایید.
محل تحویل کتب:
دانشگاه صنعتی امیرکبیر، بین دانشکده پلیمر و دانشکده شیمی، اداره کل فرهنگی، طبقه آخر، سرکار خانم قدرتی
گروه جهادی محسنین
انا لله و انا الیه راجعون...
جناب آقای گلستانی، جهادگر گرامی
می توانستیم بسیار رسمی و ساده و با نهایت تاسف و تاثر درگذشت ناگهانی خواهربزرگوارتان را به شما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت بگوییم اما...
اما حادثه ای که منجر به این لقاء الله شد را نمی توان نادیده گرفت..
خواهر نوجوان پانزده ساله ای که تاج بندگی اش او را به لقا پروردگارش رساند...
اشتباه نکرده ایم اگر بگوییم زینب عزیز نیز شهید در راه بندگی حق است.
زینب جان به حق چادر خاکی بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها رو سفید محشور شوی..


بانوی اربعین!
چهل روز است از خود سوال می کنیم...
انگار
حسینی شدن ما
راهی جز
بی حسین شدن تو
نداشت...
برادران :
برای دریافت گزارش تصویری طرح جهادی سال های 88 و 89 کانون یاوران جهادگر، روز جمعه، 89/11/1 از ساعت 8 تا 11 صبح به دفتر کانون مراجعه نمایند.
آدرس : میدان هفت تیر، خیابان کریم خان، خیابان خردمند شمالی، کوچه دی، پلاک 10، طبقه 3
خواهران :
با توجه به اینکه کارگروه های فرهنگی و علمی کانون یاوران جهادگر به صورت مرتب جلساتی را در راستای انجام و هماهنگی امور مربوط به روستاها داشته اند، تصمیم داریم تا برای نظم بخشیدن به این جلسات و همچنین آگاهی سایر اعضا از وضعیت امور انجام شده و در دست انجام، و در راستای هم بستگی بیشتر اعضا و تبادل اطلاعات و .... نشست ماهانه ای برگزار کنیم.
لذا اولین نشست ماهانه بخش خواهران کانون یاوران جهادگر، روز پنج شنبه، 89/10/30، از ساعت 12 تا 2 بعداز ظهر در دفتر کانون برگزار می شود.
در ضمن وسیله رفت به سالن پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای دوستانی که تمایل به شرکت در چهل و نمهمین نشست موسسه موعود با موضوع بهشت ظهور را دارند فراهم خواهد بود. (برای کسب اطلاعات بیشتر از نشست های موسسه موعود به اینجا رجوع کنید.)
* افرادی که ثبت نام اینترنتی آنها انجام نشده است، بعد از مطالعه قوانین و ضوابط، فرم ثبت نام را تکمیل و ارسال کنند. (فرم ثبت نام)
غیبت چه با بیان باشد، چه با اشاره باشد و چه با نوشتن (پیامک، وبلاگ، مقاله و حتی ارسال و بلوتوث فیلم اگر به منظور تحقیر و بیان عیوب شخص باشد)، همه اش حرام است و گناه.
اگر مطلبی در جامعه شایع شده و سر زبان ها افتاده باشد، آیا می توانیم به صرف شیوعش بین مردم آن را نسبت بدهیم؟
اگر صرف شیوع باشد و اثبات نشده باشد که تهمت است و بدتر از غیبت و گناهش بیشتر از آن. اما اگر به اثبات رسیده باشد، غیبت است و حرام.
آیا رضایت شخص به غیبت از او جوازی برای غیبت کردن محسوب می شود؟
خیر، اگر شخصی بگوید که من راضی ام غیبت من را بکنند، حرمت غیبت برداشته نمی شود و این خود نوعی کمک در انجام و گسترش گناه محسوب می شود.
توبه غیبت چیست؟
استغفار و پشیمانی که توبه همه گناهان است. اما درباره غیبت بعضی از فقها معتقدند که اگر به گوش کسی که از او غیبت شده رسیده باشد باید از او کسب حلیت کرد ، در غیر این صورت حلالیت خواستن از او واجب نیست.
اگر به واسطه غیبت کردن، ضربه ای به حیثیت فرد وارد شده باشد، واجب است که حیثیت او جبران شود.
"ظاهر"، هم نشان دهنده باطن است، هم تاثیر پذیر از درون و حالت قلبی و شخصیت باطنی.
گاهی آنچه به گوش ما می خورد، بر دل می نشیند و بر اندیشه اثر می گذارد. گاهی آنچه به چشم ما می خورد وارد قلب می شود و بر اندیشه اثر می گذارد. گاهی آنچه به چشم ما می خورد، وارد قلب می شود و دل را متاثر می سازد. آنگاه کسانی همچون باباطاهر عریان، در پی ساختن خنجری از فولادند تا بر دیده زنند و دل را آزاد کنند.
آیا راه همین است؟
آیا نمی توان بدون کور کردن چشم، از آسیب های نگاه مصون بود؟
اگر بزرگان "دربانی دل" را شرط رسیدن به "فلاح" دانسته اند، پس می توان گفت: مراقبت از چشم و گوش و خطورات قلبی و تصورات ذهنی و حالات باطنی راهی برای خودسازی و تهذیب نفس است.
شکی نیست که کاخ نشینی، روحیه و خصلت شاهی و طاغوتی در انسان پدید می آورد و نشستن در ماشین شیک و گران قیمت، غرور می آورد و پوشیدن لباس های فاخر حس خود برتر بینی می آورد. این: وضع عادی و طبیعی افراد است.
اما اگر کسی وارسته باشد، نه وابسته، در دام تعلقات نمی افتد و اسیر داشته ها نمی شود.
در احادیث است: " لباس الدون یخشع له القلب" دل به سبب لباس ساده و معمولی خاشع می شود.
این از موارد تاثیر ظاهر در باطن و جامه در قلب است. اما کسانی هم یافت می شوند. که گرچه لباس فاخر و نو و گران قیمت بپوشند، چون از این ظواهر عبور کرده اند، روحیه تکبر و تفاخر و غرور نمی یابند.
ما ضعیفیم.
حرف ها، رفتارها، منظره ها، عکس ها، مبل و ماشین، پرده و فرش، لباس و کفش، گوشی و عینک، خانه و ویلا، پرده و دکوراسیون، میز و ساختمان و... ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
چگونه می توان از اسارت این ها رها شد؟
چگونه می توان روح را از رنگ باختن در برابر این جلوه ها نگه داشت؟

وقتی که قدر خود را بدانیم و در محاسبات، ارزش وجودی خویش را برتر از این ها بشناسیم و خود را به دنیا نفروشیم، مصون می مانیم.
پس، حال که ضعیفیم و اثر پذیر، مواظب دیده ها و شنیده ها باشیم و خانه دل را بی در و پیکر قرار نداده و به نامحرم اجازه ورود ندهیم.
پاسبان دل باشیم، تا دلمان را ندزدند و قلب مان را به یغما و اسارت نبرند.
(حجه الاسلام جواد محدثی)

مرگ را پیوسته در نظر بیاور و مقصد این سفر شتابناک را به خاطر بسپار
و ببین که پس از مرگ
چه ها باید دید و به کجا باید رسید.
مولا علی علیه السلام
مطلع شدیم که اخیرا، سرکار خانم قنبری، مربی فعال آموزش قالی بافی در روستای دورک بازفت، که با هماهنگی های اعضای کارگروه اشتغالزایی کانون یاوران جهادگر حدود یک سال و نیم مشغول فعالیت در این روستا بودند و تعداد زیادی از بانوان این روستا را خبره این امر کرده بودند، طی یک سانحه رانندگی جان به جان آفرین تسلیم کردند.
کانون یاوران جهادگر ضمن تسلیت به خانواده ایشان ، از خداوند متعال برای این عزیز از دست رفته طلب مغفرت و آمرزش دارد.
صلواتی نثار روحشان کنیم...

مرکز مطالعات و پژوهش های سازمان بسیج دانشجویی اقدام به برگزاری مسابقه اینترنتی کتابخوانی آخرین دغدغه های امام خمینی (ره) به منظور تبیین مؤلفه های اندیشه و افکار حضرت امام وبا هدف ارائه شاخص های خط امام از صحیفه امام خمینی (ره)کرده است.
برای دانلود کتاب و کسب اطلاعات بیشتر، به اینجا رجوع کنید.
'راز'های دردآور خرمشهر و آبادان برنامه پرطرفدار «راز» به تهیه کنندگی مسعود پورعلی و کارگردانی و اجرای نادر طالب زاده، شب گذشته با موضوع محرومیت های آبادان و خرمشهر از شبکه 4 سیما روی آنتن رفت و به موضوع مشکلات خرمشهر و آبادان پرداخت. 
به گزارش مشرق به نقل از تابناک، در برنامه «راز» دیشب که آقایان بیژن نوباوه، احمد نجفی و مهرزاد ارشدی به عنوان مهمان حضور داشتند، حاضرین با اشاره به پتانسیل های موجود در منطقه از یک سو و محرومیت ها و عدم آبادانی این دو شهرستان از دیگر سو، به شدت از سوء مدیریت و حیف و میل سرمایه های تخصیص داده شده برای بازسازی خرابی های جنگ انتقاد کردند.
بنابر این گزارش در این برنامه که طالب زاده با ظرافت خاصی مستندهای تصویری و البته دردآوری را از گوشه و کنار این دو شهر جنگ زده تهیه کرده و نمایش داد، مهمانان با تأیید این اوضاع نابسامان و تأسف بار، تأکید کردند که چرا با وجود گذشت 22 سال از پایان جنگ تحمیلی، همچنان چهره شهر از خرابی ها پیراسته نشده و مردم قهرمان آن دیار باید همچنان با سختی و مشقت روزگار سپری کنند.
تصاویر مستند پخش شده از آبادان بر چند نکته تأکید داشت:
آب آشامیدنی نامناسب و ناسالم، وضعیت فاجعه بار معابر عمومی اعم از خیابان ها و پیاده روها، ساخت و سازهای نیمه کاره و مستهلک که نشان از هرز رفت بیت المال داشت، سوء مدیریت مدیران شهری و استانی در به سرانجام رساندن پروژه های عمرانی، روان بودن فاضلاب شهری در سطح کوچه و خیابان، وضعیت اسف بار گلزار شهدای آبادان با بیش از 4000 شهید که قاعدتا باید نماد سربلندی و افتخار باشد، نامگذاری کوچه، خیابان و میادین شهر به نام هایی که نه تنها اسمی از شهدا در آنها نیست بلکه هیچ نشانی از ارزش های دفاع مقدس را نمی توان در آنها یافت و...
در این برنامه احمد نجفی بازیگر مطرح سینما و تلویزیون با ذکر این نکته که از امثال من کاری جز تذکر دادن بر نمی آید با لحنی آکنده از اندوه گفت: چرا باید منطقه ای که به دلیل وجود ذخائر نفت و گاز عملا پول این مملکت را تأمین می کند، وضعیت خودش در اسف بارترین حالت ممکن باشد.
وی افزود: من مانده ام اگر مثلا امروز محمد جهان آرا حضور داشت به این مدیران چه می گفت و چگونه با آنها برخورد می کرد؟
این شهروند خرمشهری ادامه داد: بحث ما بی توجهی کلان به اوضاع این دو شهر و بلکه تمام نقاط جنگ زده نیست بلکه بحث و تأکید ما بر سوء مدیریت مدیران محلی و حیف و میل بودجه هایی است که در طول این سال ها به امر بازسازی این مناطق اختصاص داده شده ولی به دلیل عدم دلسوزی و پاسکاری مدیران، اکنون بعد از گذشت 22 سال از پایان جنگ، متاسفانه چهره این دو شهر تغییر چندانی نکرده است.
نجفی با ذکر یک مثال در مورد حیف و میل بیت المال گفت: موردی که عرض می کنم موردی است که در جلسه ای با حضور مسئولین محلی به آن اذعان شد و آن اینکه مثلا در مورد بازسازی و تکمیل لوله های آب رسانی در آبادان، پیمانکار مربوطه با روسازی نزدیک 40 درصد از لوله ها، مبلغ اختصاص یافته به آن را بالا کشید و آب تصفیه شده جریان یافته در لوله ها نیز به زمین فرورفت و این در حالی است که متاسفانه این امر تاکنون پیگیری نشده است.
بیژن نوباوه نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز در این برنامه با ذکر دلاوری ها و رشادت های مردم این دیار در دفاع از خاک و ناموس این کشور، گفت: اوضاع کنونی به هیچ وجه در شأن این مردم شریف و ستم دیده نیست و متاسفانه مسئولین اجرایی مربوطه آنچنان که باید نتوانسته اند از عهده کار برآیند.
وی در پاسخ به سوال طالب زاده مبنی بر اینکه شما در مجلس چه کارهایی را در این مورد انجام داده اید، گفت: من در مجلس مشاهده کرده ام که نمایندگان استان در حد توان پیگیر مسائل هستند و دیگر نمایندگان محترم نیز همیشه در مورد مسائل مربوط به خوزستان حساس و پیگیر بوده اند اما نکته اینجاست که با وجود پیگیری نمایندگان و تلاش مسئولین بالا، همواره این مسئولین محلی بوده اند که نتوانسته اند از امکانات تخصیص یافته بهره کافی برده و به بازسازی بپردازند.
در ادامه این برنامه مهرزاد ارشدی خبرنگار و عکاس نیز گفت: دغدغه ما این است که به دلیل کم کاری مدیران محلی، متاسفانه این ذهنیت در بخشی از مردم منطقه ایجاد شده است که اساسا نظام نظری در رابطه با بازسازی این مناطق ندارد و این در حالی است که شخص رهبر انقلاب بارها و بارها و در مقاطع مختلف بر لزوم پیگیری مشکلات ساکنین این مناطق تأکید کرده و شخصا پیگیر مراحل بازسازی بوده اند.
حواشی:
ـــ در طول برنامه پس از اینکه یک بار دهدشتی یکی از نمایندگان آبادان پشت تلفن آمد، کعبی نماینده دیگر آبادان روی خط آمد و با سیاه نمایی خواندن آنچه در این برنامه گذشته است از روند برنامه و اظهارات طالب زاده و مهمانان حاضر به شدت گلایه کرد که با واکنش تند مجری و هر سه مهمان برنامه مواجه شد.
ـــ در یکی از مستندهای تصویری که در این برنامه پخش شد، وضعیت اسف بار گلزار شهدای آبادان به تصویر کشیده شد که هم تصاویر و هم اظهارات شهروندی که در آن صحبت می کرد به شدت دردآور بود.
بهداشت و درمان
الف- آموزش بهداشت
ب- بهداشت محیط
ج- درمان
فرهنگی
علمی
استخراج اطلاعات و کارنامه محصلین سه روستای هدف در هر سه مقطع تحصیلی
عمرانی
اشتغالزایی
پس از هفت سال برگزاری اردوی جهادی در روستاهای جاده شلمچه خرمشهر ، بحمدالله دومین سفر در راستای پیگیری فعالیت های کارگروه های علمی و فرهنگی و همچنین زمینه سازی اجرای طرح بومی سازی فرهنگی خرمشهر انجام شد. (اولین سفر پیگیری ها در اسفند ماه سال گذشته برگزار شده بود)
در این سفر یک هفته ای شش نفر از اعضای بخش خواهران کانون یاوران جهادگر حضور داشتند.
امور اجرا شده در طول سفر را اجمالا چنین می توان تشریح داد:
کارگروه علمی:
. ارتباط با دانشجویان دانشگاه پیام نور خرمشهر که حدود نه ماه است که با اعضای این کارگروه ارتباط مستمر و مستقیم داشته و در طول سال در روستاهای اجرای طرح فعالیت دارند و تقدیر و تشکر از ایشان
. بررسی و رسیدگی مورد به مورد به وضعیت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر روستای عریض و اعطای هدایایی به رتبه های برتر روستا
. سرکشی به آموزش و پرورش و مسئولین نهضت سوادآموزی این بخش در جهت رفع مشکلات تحصیلی اهالی روستای عریض (برای مثال یکی از مربی های نهضت سوادآموزی به این روستا آمده و حتی آزمون پایان دوره را هم از خانم هایی که در این کلاس ها شرکت کرده بودند گرفته بود ولی هیچ نتیجه و نمره و گواهی پایان دوره ای ارئه نشده بود. دوستان با حضور در نهضت سوادآموزی خرمشهر این موضوع را پیگیری کردند. امید است که حل شود.)
. حضور در روستای سوره 2 و انجام تحقیقات و بررسی های لازم برای حمایت از دانش آموزان و دانشجویان این روستا. با توجه به موفقیت های بدست آمده در روستای عریض، در این سفر مقدمات اضافه شدن این روستا به این طرح فراهم شد.
. ارتباط با دو دانشجوی روستای عریض و تلاش در جهت حل مشکلات مالی یا علمی موجود و حضور در دانشگاه ایشان
کارگره فرهنگی:
. ارزیابی کلاس های برگزار شده در طول نه ماه گذشته که هر هفته دو جلسه توسط دو تن از طلاب خرمشهر در روستای عریض برگزار می شود. این مدرسین تلاوت قرآن را تدریس می کنند و در کنارآن به بیان تفاسیر و مفاهیمی از آیات و همچنین ارائه مشاوراتی به اعضای روستا می پردازند. اعضای کارگروه فرهنگی در تهران به طور مستمر با این دو تن در ارتباطند و بسته های فرهنگی و کتاب و ... مورد نیاز را برایشان ارسال می کنند.
. حضور در روستای سوره 2 و انجام تحقیقات لازم جهت برگزاری کلاس هایی نظیر کلاس های برگزار شده در روستای عریض
. سرکشی به حوزه علمیه خرمشهر و انجام هماهنگی های لازم در جهت رفت و آمد سه تن از طلاب این حوزه به روستای سوره 2 و برگزاری کلاس
. تلاش جهت هماهنگی مکان مناسب در روستای سوره2 که با توجه به ویژگی های فرهنگی این منطقه بسیار دشوار بود.
دست اندکارن طرح بومی سازی فرهنگی خرمشهر:
اگر بخواهیم اجمالا توضیحی درباره طرح بومی سازی فرهنگی خرمشهر بدهیم باید بگوییم که اعضای کانون پس از برگزاری اردوهای متعدد در این منطقه به این نتیجه رسیدند که اگر فعالیت های جهادی در زمینه های فرهنگی توسط فعالان دانشجویی خود شهرستان خرمشهر به صورت مستمر در طول سال انجام بگیرد نتایج با کیفیت بهتر و با سرعت بیشتری حاصل می شود. این طرح در سه فاز طراحی شده است که هدف کلی آن تربیت نیروهای فعال دانشجویی طی سه دوره اردوی ده روزه در نیمه اول سال 90 جهت فعالیت در روستاهای محل اجرای طرح می باشد.
درست است که کانون تجربیات زیادی در جهت برگزاری اردو در این مناطق داشته و کم و بیش با فرهنگ این خطه از کشور آشنا شده است، اما بدیهی است که چنین طرح بزرگی نیاز به مشاوره با مسئولین و فعالان دانشجویی دارد.
برای این مهم، طرح مذکور به مسولین متعددی در شهرستان های خرمشهر و آبادان ارائه شد که عبارتند از:
. حاج آقای موسوی، امام جمعه شهرستان خرمشهر
. حاج آقای علوی کیا، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در داشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر
. حاج آقای رویوران، معاون نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر
. سرکار خانم یارشریفی، معاون فرهنگی حوزه علمیه خواهران آبادان
. آقای گلشن، دبیر انجمن اسلامی مستقل دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر
. مسئولین خواهر و برادر بسیج دانشجویی و مسئول برگزاری های اردوهای جهادی دانشگاه پیام نور آبادان
. و مشاوره ها و پرسش و پاسخ با عزیزان دانشجو دانشگاه های علوم و فنون دریایی خرمشهر، پیام نور خرمشهر، پیام نور آبادان
با توجه به تجربیات این عزیزان، استفاده های زیادی از مشاوره با این عزیزان داشتیم. امید است که با یاری خداوند متعال این طرح اجرا شده و نتایج خود را به بار آورد.
در پایان جا دارد که ضمن تشکر از این عزیزان که وقتشان را در اختیار ما قرار دادند، تشکر ویژه ای داشته باشیم از سرکار خانم محبوبه راهنورد، از فعالان داشجویی پرسابقه دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر که حق مهمان نوازی را به جا آورده و کمک و راهنمایی های خالصانه خود را از ما دریغ ننمودند . اجرشان با امام زمان (عج)
---------------------------------------------------------------------------------------------
بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند... راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است. جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی، و این اوست که ما را کشکشانه به خویش میخواند. " شهید سید مرتضی آوینی "

ملتمس دعا
یاعلی
حضرت آقا در دیدار دانشجویان و جوانان استان قم به مطالبی اشاره کردند که دانستن و تفکر در آن نیاز جوان امروز است.جوانی که در دانشگاه هایی درس می خواند که بعضا اساتید غرب زده و سکولار ذهن او را از دین و آرامانخواهی تهی می کند و تصویری سیاه و نا امید کننده از آینده برای او می سازد. تاثیر نپذیرفتن از این تفکر مستلزم داشتن نگاه توحیدی به جهان است. نگاهی که چیزی جز امید و امیدواری به همراه ندارد .

در ادامه ی مطلب به بخش مهمی از این بیانات توجه کنید...
ادامه مطلب

به اطلاع همه ی دوستان می رساند در روز جمعه مورخ ٢۴ مهر ماه ١٣٨٩ جلسه ای با حضور خواهران جهادگر کانون تشکیل شد.
در این جلسه گزارشی از فعالیت های انجام شده در خرمشهر روستای عرایض و همچنین اردوی تابستان شهرستان بازفت ارائه شد.
همچنین در مورد برنامه ی آینده ی کانون تا پایان سال ١٣٨٩ گفتگو شد و دوستان برنامه ها و هماهنگی های انجام شده را ارائه دادند.
انشا الله در آینده ی نزدیک ریز برنامه ها در همین وبلاگ به استحضار دوستان خواهد رسید.
بسم الله الرحمن الرحیم
مقطع جهادی میتواند انگیزهها را دوباره بازسازی کند و این خودش یک امر بزرگ است. یک بحث معرفتی دقیق و عمیق را میتوان در مقطع جهادی داشته باشیم . مسافرت جهادی میدانید که از بخشهای مختلف تشکیل شده است و محوریت کار و خدمت به مردم و با مردم بودن یک موضوع مهم و ارزشی است

یک سبد سیب سرخ را اگر بر سر نهاده و در کوچه و بازار راه بیفتی و نه تنها نیرو و انرژی به تو نمی بخشد بلکه رمق و توان تو را هم خواهد گرفت ، اما اگر از میان آن همه سیب تنها یکی را قاچ زده و در دهان نهاده و مصرف کنی تو را نیرو و نشاط می بخشد.
شهید حسین اسلامی به فرزندش:

به پسرم دروغ نگویید،به پسرم نگویید من به سفر رفته ام، نگویید من از سفر باز خواهم گشت، نگویید زیباترین هدیه را به ارمغان خواهم آورد، به پسرم واقعیت را بگویید.
ادامه مطلب
شهید بابایی بیشتر وقت ها سرش را با نمره چهار، ماشین می کرد. این موضوع علاوه بر وضعیت ظاهری و نوع لباسی که برتن می کرد، باعث میشد که ما در راه بندی های مناطق عملیاتی با مشکل مواجه شویم؛ زیرا معمولا نام یک سرهنگ شکل و شمایل خاصی را در ذهن عامه مردم القا می کند، که چنین شمایلی در شهید بابایی وجود نداشت. بالعکس بنده با لباس کار آمریکایی و عینک خلبانی که به چشم می زدم برای اینکه در راه بندها بدون معطلی عبور کنیم خودم را سرهنگ بابایی معرفی می کردم و شهید بابایی هم واکنشی نشان نمی دادند.
ادامه مطلب
جهاد اسلامی، صرف شمشیر زدن و با دشمن اسلام جنگیدن نیست. شمشیر زدن در راه خدا و به قصد رضای خدا جهاد است والا ممکن است کسی در صفوف مسلمین هم باشد، از سربازهای دیگر هم بیشتر حرارت به خرج بدهد، بیشتر هم گرد و خاک کند اما اگر توی دلش را بشکافید، مثلا شهرت، نام، افتخار، اسمم زیاد برده شود، عکسم چاپ شود، اسمم در تاریخ ثبت بشود یا هدف های دیگر است.
شاید کشته نشدیم. اگر کشته نشدیم، قهرمان خواهیم بود. اگر قهرمان باشیم، پول ها به ما خواهند داد، جایزه ها خواهند داد و... . پس دنیا و آخرت هردو را با یکدیگر داریم؛ هم رفته ایم در جهاد فی سبیل الله شرکت کرده ایم و هم دنیای اینچنین داریم. نه، البته در دنیا می رسد، اما به شرط اینکه هدف تو دنیا نباشد.

جهاد باید جهاد فی سبیل الله باشد، هجرت باید هجرت فی سبیل الله باشد، یعنی هجرت، مسافرت ظاهری با سلوک الی الله هر دو توام باشد. هجرت کننده هم مهاجر باشد و هم عارف سالک. هر دو را اسلام با هم میخواهد. این آیه هر دو را باهم ذکر می کند: " و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله" یعنی در یک زمان دو هجرت بکند : هجرت جسمی و هجرت روحی . جسمش از شهری به شهر دیگر منتقل شود و روحش از مرحله انانیت و منیت به مرحله اخلاص ترقی کند و بالا برود.
این چنین مهاجری را قرآن می گوید : " فقد وقع اجره علی الله " یعنی اجر او را دیگر از خدا بخواهید؛ عهده دار اجر او خداست. این تعبیر که عهده دار اجر او خداست ، یعنی مطلب بالاتر از این حرفهاست که بتوانید تصور بکنید اجر چنین مهاجری چه خواهد بود.
وصیت نامه شهید مهندس مهدی باکری
یا الله،یا محمد،یا علی،یا فاطمة زهرا،یا حسن،یا حسین،یا مهدی (عج) و تو ای روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان.
خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت و نافرمانی ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم. می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی که از ما راضی نباشی. ای وای که سیه روز خواهم بود.خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی! هیهات که نفهمیدم. یا ابا عبدالله شفاعت! آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش ، و چه کنم که تهیدستم،خدایا تو قبولم کن.
سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم وستم، عصر کفر و الحاد،عصر مظلومیت اسلام وپیروان واقعی اش. عزیزانم شبانه روز باید شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین صادق این نعمت شویم و باید خطر وسوسه های درونی ودنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیت وخلوص در عمل ،تنها چاره ساز است.
ای عاشقان اباعبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت،گونه ها بایستی از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نمائیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکر گزاری بجا آورده باشیم.
وصیت به مادرم وخواهران و برادرانم و اهل فامیل بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست،همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید،پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید،اهمیّت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید وفرزندان خود را نیز همانگونه تربیت کنید تا سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابولفضل برای اسلام ببار آیند. از همه کسانی که از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امید دارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد.
خدایا مرا پاکیزه بپذیر
کف نوشت:
تیتر از متن حسین قدیانی برداشت شده.
تصویر دست نوشته ی وصیت نامه را اینجا ببینید.
مولا علی علیه السلام
ایمان بر چهار پایه استوار است : صبر ، یقین ، عدل و جهاد
صبر نیز بر چهار پایه استوار است : شوق ، هراس ، زهد و انتظار.
آنکس که انتظار بهشت دارد ، شهوت هایش کاستی گیرد ، و آنکس که از آتش های جهنم می ترسد ، از حرام دوری می گزیند ، و آنکس که در دنیا زهد می ورزد ، مصیبت ها را ساده پندارد ، و آنکس که مرگ را انتظار می کشد در نیکی ها شتاب می کند.
یقین نیز بر چهار پایه استوار است : بینش زیرکانه ، دریافت حکیمانه واقعیت ها ، پند گرفتن از حوادث روزگار ، و پیمودن راه درست پیشینیان.
پس آنکس که هوشمندانه به واقعیت ها نگریست ، حکمت را آشکارا بیند و آنکه آشکارا حکمت را دید ، عبرت آموزی را شناسد و آنکه عبرت آموزی را شناخت گویا چنان است که با گذشتگان می زیسته است.
عدل نیز بر چهر پایه استوار است : فکری ژرف اندیش ، دانشی عمیق و به حقیقت رسیده ، نیکو داوری کردن و استوار بودن در شکیبایی.
پس کسی که درست اندیشید به ژرفای دانش رسید و آنکس که به حقیقت دانش رسید ، از چشمه زلال شریعت نوشید ، و کسی که شکیبا شد در کارش زیاده روی نکرده با نیک نامی در میان مردم زندگی خواهد کرد.
و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است : امر به معروف ، نهی از منکر ، راستگویی در هر حال و دشمنی با فاسقان.
پس هر کس به معروف امر کرد ، پشتوانه نیرومند مومنان است ، و آنکس که از زشتی ها نهی کرد ، بینی منافقان را به خاک مالید ، و آنکس که در میدان نبرد صادقانه پایداری کند ، حقی را که بر گردن او بوده ادا کرده است، و کسی که با فاسقان دشمنی کند و برای خدا خشم گیرد ، خدا هم برای او خشم آورد و روز قیامت او را خشنود سازد.

تا صورت و پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
مسجود ملائک که شد آدم ، ز علی شد
آدم چو یکی قبله و معبود علی بود
.
چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم
از روی یقین بر همه موجود علی بود
این کفر نباشد سخن کفر نه این است
تا هست علی باشد و تا بود علی بود
مسافرتهای جهادی علاوه بر اینکه برای کسانی که در مناطق محروم زندگی می کنند، آثار و برکاتی دارد، برای جهادگرانی که به این مناطق سفر می کنند نیز می بایست همراه با آثار مثبتی باشد. اگر حداقل بخشی از این نتایج و آثار ایجاد نگردید، بهتر است در ذهن خود به دنبال چرایی آن بگردیم:
ادامه مطلبیکی پیشنهاد داد چون بدون عینک نمی بیند، پس...
کسی مامور شد و یواشکی! دسته های عینکش را شکست. موقع عملیات، دیدیم باز آن جلو ایستاده، جای دسته های عینک از نخ استفاده کرده بود! حق داشت؛ بچه همان پدری بود که بی اعتنا به پست و مقام، در اوج خطر به قلب دشمن میزد و مثل شیر مقابلشان می ایستاد.
.
کتاب خاطرات سبز ص 138
دنیای ممدوح این است که انسان این سفره طبیعی الهی را ، این موهبت الهی را ، آنچنان که ضوابط و قواعد الهی دستور داده است بر طبق او رفتار کند ، از حدود ضوابط تخطی نکند ، در مناطق ممنوعه قدم نگذارد ، خود هم بهره ببرد دیگران هم بهره ببرند.
ادامه مطلب
نامه امام خمینی (ره) به همسرشان خانم خدیجه ثقفی در فروردین 1312 از بیروت که برای عزیمت با کشتی به عربستان برای انجام اعمال حج به آنجا رفته بودند.
تصدق شوم الهی قربانت بروم ، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است. عزیزم امیدوارم خدا شما را به سلامت و خوش در پناه خود حفظ کند. حال من با هر شدنی که باشد می گذرد ولی بحمدلله تا کنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوشی دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.
ادامه مطلبدر سفر جهادی، گاهی افرادی که در گروههای فرهنگی فعالیت می کنند، برای آموزش یک مطلب بسیار تلاش می کنند اما نتیجۀ کافی بدست نمی آورند. به این معنی که یا مطالب مطرح شده مورد استقبال بچه ها و اهالی روستا قرار نمی گیرد و یا علارغم آنکه مورد توجه آنان است اما یادگیری خیلی کم اتفاق می افتد و این امر ممکن است باعث ناامیدی دوستان جهادی و یا عدم حضور افراد در کلاسها بشود. برای پیشگیری از این مسئله رعایت این نکات میتواند کمک کننده باشد:
به گروه سنی، میزان تحصیلات، نیازها، ظرفیت و توانائی های مخاطبان خود توجه کرده، مطالب و شیوۀ بیان خود را با توجه به این فاکتورها انتخاب کنید.


!و مشکل همین است که بدانی ، هیچ نمی دانی
و این دانستن گام اول است برای اینکه بخواهی، که، بدانی
و وقتی این بزرگ را کشف کردی تازه به هول و ولا می افتی که کجا بروی ،چه کنی، چه بخوانی..
ادامه مطلبگفتیم : اقا مرتضی !
قرار است یک نشریه دانشجویی با موضوع دفاع مقدس دست بگیریم
نظرتان چیست ؟
آقا مرتضی آب پاکی را روی دستمان ریخت و گفت :
حواستان باشد برای دانشجو حرف نزنید بلکه با دانشجو حرف بزنید.
مرتضی سرهنگی این کهنه سرباز کتاب های جبهه کار ما سخت کرد
و چه راه دوری است از «برای» تا «با» !
مومنان هم مثل دیگران دغدغه دارند ،
دیگران دغدغه دارند که
" آیا در جهت آنچه می خواهم حرکت می کنم ؟ "
مومنان دغدغه دارند که
" آیا در جهت آنچه می خواهد حرکت می کنم ؟ "
تفاوت مومنان یا دیگران در همین چیزهای ریزه میزه است
.
.
یک دال به جای یک میم!
.
شهید حاج مصطفی ردانی پورجانشین فرمانده لشکر امام حسین (ع)
یکی از اصول مهم در برقراری ارتباط، این است که با دیگران از موضع بالا به پائین صحبت و بر خورد نکنیم، به این معنا که اگر سعی کنیم یا به طور ناخواسته رفتارهای کلامی (سخنان) یا غیر کلامی (شدت صدا، لحن صدا، ژست و ... و حتی نوع پوشش) ما به دیگران نشان دهد که خود را متفاوت یا بالاتر از آنها می دانیم، نمی توانیم رابطۀ خوبی با آنها برقرار کنیم.

ازش گله کردم که چرا دیر به دیر سر می زند.
گفت: " پیش زن های دیگه م ام."
گفتم" چی؟"
گفت:" نمیدونستی چهارتا زن دارم؟"
دیدم شوخی می کند. چیزی نگفتم
گفت:" جدی می گم. من اول با سپاه ازدواج کردم، بعد با جبهه، بعد با شهادت، آخرش هم با تو."
........................................................................................
گوشه ای از سخنرانی شهید:
در زمان غیبت کبری به کسی «منتظر» گفته میشود و کسی میتواند زندگی کند که منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادتطلبی میخواهد.
.
پرسش : دلیل عقلی بر ولایت فقیه چیست؟
پاسخ :
میتوان با توجه به یک اصل عقلایی ، ولایت فقیه را تبیین کرد و آن این است که اگر امری برای عقلا مطلوب بود ولی به دلایلی، تحقق آن مشکل یا ناممکن گشت به طور کلی دست ازآن برنمی دارند بلکه مرتبه نازلتر آن را انجام می دهند و به تعبیر دیگر از اهم دست میکشند وبه مهم می پردازند. این اصل عقلایی را " تنزل تدریجی " می نامند که اسلام آن را پذیرفته است.
ادامه مطلبداشتن یک سری از مهارتها در برقراری ارتباط با هر مخاطبی لازم است. چه آن مخاطب دوستان، والدین، یک فرد غریبه و ... باشند و چه بچه ها و اهالی روستاهایی که برای اردوهای جهادی به آنجا سفر می کنیم.
اگر این مهارتها در ارتباط با افراد دوروبرمان تمرین نشود و جزء خصوصیات اخلاقی ما در نیاید، نمی توانیم از خودمان انتظار داشته باشیم در مدت 2 هفته ای که در سفر جهادی هستیم، آنها را به کار بگیریم. ما سعی می کنیم مهم ترین اصول و مهارتهایی که می تواند در برقراری ارتباط با افراد موثر باشد را در این قسمت و هفته های آتی مرور کنیم. پیشنهاد می کنم این سلسله مطالب را دنبال کنید.
ادامه مطلبآنان که به هزاران دلیل زندگی می کنند، نمی توانند به یک دلیل بمیرند
و آنان که با یک دلیل زندگی می کنند، با همان یک دلیل نیز می میرند.
پدرم و مادرم اگر در نزدتان عزیز و گرامی بودم، بدانید که خداوند سفارش کرده است از آنچه دوست دارید، انفاق کنید، مرا انفاقی در راه خدا فرض کنید.
خواهرم، حجاب تو سنگری آغشته به خون من است. میدانم بالاتر از آنی که تو را سفارش به پوشش و حجاب کنم امّا بدان تفنگی که در دست من است، چادری است که بر سر توست، اگر میل به سلاحم داری، چادرت را سلاحم بدان.
چنان زندگی کن که فردا برای رفتنت وحشتی نداشته باشی. برادر، کوچکتر از آنم که به تو چیزی یاد دهم امّا بدان داستان قیامت، حقیقی است. اگر نمی دانی سعی کن بدانی، اگر می دانی سعی کن ببینی، اگر می بینی سعی کن عمل کنی.
وصیت نامۀ شهید حسین بیدخ
22/12/1360
برایت گفتم مومن همان کسی است که دنبال آرامش است. دنبال امن و امن است.
آن وقت مومن یک شرایطی دارد. یک احوالی دارد. این احوال اگر در کسی بود، خودش بود نه که او به زور مومن است .
اما اگر به زور در کسی فراهم کردند یا کسی نداشت، خب او به امن و آرامش نزدیک نشده هنوز.
پرسش:
چرا باید برای چگونگی عمل به دستورات دین از دیگری تقلید کرد؟! مگر هر مسلمانی عقل ندارد؟! پس خود می تواند وظایفش را تشخیص دهد.
خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.

" همه افراد خانواده ما تقریبا، یعنی شاید بگویم هیچ استثنایی ندارد، شب در حال مطالعه خوابشان می برد. خود من هم همین طورم؛ نه اینکه وسط مطالعه خوابم ببرد؛ مطالعه می کنم تا خوابم می آید؛ کتاب را می گذارم و می خوابم. همه افراد خانه ما همین طورند؛ یعنی وقتی که می خواهند بخوابند، حتما یک کتاب پهلوی دستشان است. من فکر می کنم که همه خانواده های ایرانی باید این طوری باشند؛ من توقعم این است. "
این چند خط از فرمایشات مقام معظم رهبری در باب مطالعه از کتاب " من و کتاب " بود .

کتاب " من و کتاب " نظرات و توصیه های ایشان در زمینه کتاب و کتاب خوانی است. نگارنده توصیه موکد می کند که روح و روان محترم را از خوانش این کتاب (حتمن حتمن) مستفیض نمایید. هم مفید است در زمینه معرفی کتاب و طرز مطالعه کتاب های چند جلدی و ... و هم جوانب ناشناخته مقام معظم رهبری در زمینه مطالعه را خوب نشان میدهد. 128 صفحه بیشتر هم نیست. انقدر شیرین و شیواست که شاید یک ساعت هم برای مطالعه اش زیاد باشد. چاپ اول سال 87 بوده توسط انتشارات سوره مهر و اواخر همین سالی که گذشت به چاپ سیزدهم رسید.
" باید این را گفت :
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
این طوری باید باشد. باید با صد هزار جلوه کتاب را در چشم ها متجلی کنند، تا هر کسی هرطور دوست دارد، به چشمش بیاید. جوانان و پدران و مادران و به خصوص بچه ها، باید با کتاب انس پیدا کنند، این کار می شود. "
پ.ن : به بهانه چند تا جزوه و کتاب درسی که نگارنده مطمئن است نود درصد مخاطبین تا شب امتحان حتی ممکن است کتاب ها را هم تهیه نکرده باشند از مطالعه غیر درسی غافل نشو. " مقام معظم رهبری :من معتقدم شما غیر از درس خواندن باید کتاب هم بخوانید. "
اتوبوس و مترو و ایستگاه هاشان هم می تواند مکان و زمان مناسبی برای مطالعه باشد. یا حداقل از بر کردن چند تا لغت خارجکی!
وقتی نگاهت به زمین عادت می کند صبر اولین چیزی است که از دست می دهی...
و یاد بیاور روزهایی را که در سفر بودی.سفری از جنس نور.
و تو چه بی صبر و طاقت!
یاد بیاور لحظه ای را که تشنه بودی و آب نبود و گاهی شاید غذایت با تاخیر می رسید.
و تو چه کم طاقت و ناصبور .
و هرگز نخواستی به یاد بیاوری روضه هایی را که شنیده بودی!
میره تا آسمون ذکر وا عطشا
اشک غم می باره از چشمای بابا
کجایی ای عمو عباس...
باشد قبول کربلا را یاد نکن شاید سخت است.
قبول باور آنچه که ندیده ای و فقط شنیده ای سخت است.
قبول کن که نخواستی یاد کنی شهدای هویزه و فکه را و کربلای شلمچه را و ...
بهانه نیاور
قبول نخواهم کرد که ندیده ای و نشنیده ای!
لحظه ای به خودت نگاه کن. دلت تنگ نیست برای روزهای سفر؟ دلت تنگ نیست برای تشنگی هایش؟
مگر چند بار می شود تشنگی را تجربه کرد؟
قبول کن که قدر ندانستی
قبول کن که تشنه ماندن هم لیاقت می خواهد...
...........................................................................................
کف نوشت: این مطلب به یاد روزهایی بود که در اردوی راهیان بودیم و...
شمع که می سوزد به من و تو نور می دهد.
کار هر کسی نیست که! سخت است. باید بسوزد.
.jpg)
از من و تو ساخته نیست.
فتیله زرنگ است. هم روغن چرب و صاف می خورد، هم نور می دهد.
تو هم فتیله باش ،
چرب و صاف دنیا را بخور و نور بده.
نسوز، بخور و نور بده.
" تلنگری بود از حاج اقا دولابی "
پ.ن : ![]()
این روزها تک زنگ خورگوشیم و اسمس هام پر شده از همسفرای پارسال عید جهادی. به یاد اون روزا می نویسم.
همیشه اول جهادی با نام و یاد خدا و فراموشی خود و مبارزه با نفس و خلاصه یاد همه خوبیها و نیت برای مبارزه با همه مشکلات اخلاقی و بدی هایی که داشتی شرو میشه . قبلش با یه همایشی ، جلسه ای ، بهت یادآوری می کنن که :
ببین اونجا هیچی نیستا . قبول ![]()
غذا هم هر طور بود باید خداتو شکر کنی . قبول ![]()
آی من بد غذا امو ، وای من باید یه روز در میون برم حمومو اینام خبری نیست . این هم قبول![]()
(بماند که بعدن کاشف به عمل آمد که برای انجام امر شریف نظافت به دو کوچه و نصفی بالاتر = گرمابه گلستان بروی
) .
تک روی و ... (سه نقطه رو گرفتی دیگه؟!) هم که ممنوع ! قبول![]()
رفتارت هم باید به شدت ولایی باشد یعنی هرچی مسئول گروه گفت به دیده بپذیری. باشه! این هم قبول![]()
اما چند روز نه ، چند ساعت ، فقط چند ساعت بعد از شروع اردو :
ای دل غافل! پیروی از امر چه کسی (اصلا منظورم ف.ر.ش نیست) را به دیده پذیرفتیم !![]()
طول اردو هم که جریانات خودش رو داره و یادآوری اش از حوصله نگارنده خارجه! ![]()
فک کنم مقدمه چینی و یادآوری خاطرات شیرین اردو جهادی کافی باشه و اما بریم سراغ اصل مطلب :![]()
خیلی شاکی ام .

از تو ، از تو ، آره تو ، تویی که داری می خونی ، تویی که پشت اون یکی قایم شدی ، اون یکی که سرشو انداخته پایین و همه اونایی که به فاصله چشم بهم زدنی اشک و آه و قول و قرارشون رو فراموش کردن .
اشک و آه چی ... ؟! کدوم قول و قرار...!؟![]()
آره ! بایدم همینو بگی!
با اینکه حافظه خوبی ندارم اما فراموش نمی کنم اون شبای پر ستاره ی حیاط مدرسه نمی دونم چی چی (اسم مهم نیست) تو بازفت رو ، فراموش نمی کنم شبهای باصفای مسجد جامع خرمشهر رو . فراموش نمی کنم حرفهایی که زده شد و قول و قرارهایی که گذاشته شد. فراموش نکردم که هستم و مینویسم .
آقا ما به این روستاها و بچه هاش نیازداریم، نه اینا به ما! آقا ما اومدیم جهادی که ال بکنیم بل بکنیم! آقا ما تا اخرش هستیم! بذار برگردیم تهران من میرم پیش فلان مسئول . من (یکی دیگه) میرم پی اون یکی کار. من از فلان نهاد .... خلاصه زیاد بود این حرفها (بخوانید لاف ها) !
همه این حرفها و قول و قرارها همراه بود با یک نوای غمگین و قرائت دست خطی از شهیدی به گمانم توسط همین نگارنده که والّا نه طلبه است و نه در امر شریف روضه خانی تبحری دارد اما هر چه میگفت جماعت هق هق شرو به گرگر میکرد و آی قول و قرار میگذاشت و به یاد دارد که در نهایت جلسه حتی قول هم گرفت از حضار که برگشتیم و ف.ر.ش زنگ زد نگید ما کار داریم و... که همه ندای لبیک سر دادند که ما هستیم ...
اما بعد السفر : از همون راهن حاجی حاجی مکه! به همین سادگی .![]()
الو... فلانی جان فردا میای جلسه ؟ نه من کلاس دارم شرمنده! (رایج ترین نوع)
الو... بهمانی جان میتونم رو اون موردی که گفته بودی روت حساب کنم؟ نه؛ راستش من برنامه دیگه ای برای مبارزه با نفسم پیدا کردم . ( فقط
)
الو ... اون یکی فلانی جان گفته بودی قلم خوبی داری بر وبلاگ مطلب میدی؟ نه؛ آخه من دیگه آره دیگه . ازدواج کردم . (والّا رئیس «ف.ر.ش» ما هم مزدوج شد اما نهضت همچنان ادامه دارد. برای رئیس
. بلاخره از هر موقعیتی باید برای عرض ارادت استفاده کرد.
)
الو ...نه! الو ... نه! ال....![]()
اما حالا موقع اردو رفتن که باشه :
زنگ و تلفن پشت هم . یکی قسم و فلان که ما رم ببرید
، یکی ناراحت و اندوهگین که چرا بیخبر دارین میرین پس ما چی؟
، یکی با عصبانیت که تو اصلا چه جور جرئت کردی با اون پارتی ضخیمی که من دارم منو تو لیستت نذاری؟
و قس علی هذا... (نگارنده خود شاهد تمام این موارد و سر درگمی رئیسش بوده است)
.
البته این کارها و زنگ زدن ها دور از ذهن نیست . کسی که یک بار اردوی جهادی رو مزه مزه کرده باشه ، بایدم برای جا نماندن انقدر شور (یعنی همان جوش) بزنه!
اما همه حرف من اینه که تو فرایند اردوی جهادی بعد از نشست های مختلف و برنامه ریزی برای مناطق مورد نظر و طرح و برنامه برای بچه هایی که میرن اردو و هماهنگی خورد و خوراک و هزار چیز دیگه که من و تو ازش بیخبریم دو هفته ای که میری اردو آخرین ایستگاهشه .
اگه فقط دنبال این هستی که دو هفته رو با گروه باشی و بری کار کنی و بالاخره به خودت هم کلی خوش بگذره و نفست هم یه حالی بیاد بدون که هنوز " خود " داری . نمی دونم شایدم انقدر وضعیتت خوبه که در طول سال فقط نیاز به دو هفته جهاد با خودت داری. اما اگه هم ردیف مایی بدون که جهاد فقط به دو هفته هجرت از تهران و رفتن به مناطقی که تا به حال اسمشو نشنیدی و همه چیش برات جاذبه داره نیست. برای جهاد و جهاد کردن و جهادی رفتن باید بیخود شد.
یادم باشه یادت باشه
تا شقایق هست
اردوی جهادی
اصلش تهران است....
امسال سال همت و کار مضاعفه
به جای ها ها ها زدن ( ن.ک.ب رد پای یکی از دوستان در مطلب قبل که البت در مقام دفاع مدعی است ک منظور ذوق زدگی مفرط و تحسین بوده!
ما هم باور می کنیم . قضاوت با خود خواننده
)
یه یا علی بگو و بسم ا...
پ.ن :
1. البت هستند انگشت شماری که با اردو، بی اردو همیشه همراه گروهند و یک نفس جور همه بد قولها رو میکشند . سرآمدشان آقای درخشان و خانواده محترمشان ، ف.ر.ش و خانواده محترمشان و... که انشاء ا... میگیرند از کسی که معامله کردند باهاش .
2. تک زدن و اسمس خوبه اما این وبلاگ می تونه پل ارتباطی بهتری برای همه ما با هم باشه. دیگه حداقل یه خاطره از مردم آزاری های نگارنده که میتونی بنویسی! ![]()
.
.
و عید بهانه است برای هجرت از "خود" برای رسیدن به "خود"...
کوله بارت را بردار و سفر را آغاز کن...
اینجا زمین؛ ضیافتی برپاست، هجرتت را جشن گرفته اند
جشنی با نام "نوروز"
جشنی با نام روز "نو"
راه را که یافتی مرا نیز فراموش مکن من نیز ره گم کرده ای هستم...

.
.
عدالت اجتماعى، بدین معنى است که فاصلهى ژرف میان طبقات و برخورداری هاى نابهحق و محرومیت ها از میان برود.
.
وظیفه داریم فقر و محرومیت را در کشور از بین ببریم و به زندگى این قشر بیشتر رسیدگى کنیم. این، وظیفهى ما و وصیت امام است.
سیاست ادارهى کشور باید در جهت سود طبقات محروم و رفع محرومیت از آنها باشد.
.
خط انقلاب، خط دفاع از مظلومین و مستضعفان است.
.
راه ما، راه اسلامى است که مستضعفان و مظلومان را خوشحال مىکند.

فرزندم،
دین به من ایمان، امید و شهامت بخشید
و هیجان، اضطراب، ترس و نگرانی را از من دور ساخت
و
برای من مسیر و هدف تعیین کرد.
دوست دارم تو نیز اینچنین باشی ....
از وصیت نامه ی شهید محمّد حسن شاهی
باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمز پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم و خدای نخواسته شیاطین بین صفوف شما تفرقه نیندازند

این خائن خبیث برای ما رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستان های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یک دولت این کار را می تواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را می توانند بکنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند

قضیه اصلاحات ارضی یک لطمه ای بر مملکت ما وارد کرده است که شاید تا بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و کمک کنند

ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کی مخالفت کردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مرکز چیزی که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید که جوان های ما را اینها به تباهی کشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده اند به مملکت ما.

و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریکا و غیر از آمریکا دادند، آنی که به آمریکا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست کردن برای آقای آمریکا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست کردیم. آمریکا با این حیله که این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست کرد یعنی اسلحه آورده اینجا که ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بکند، باید مستشارهای آنها باشند، باید کارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت که این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا کرده بود، عمر سلطنتی پیدا کرده بود، مخازن نفت ما را تمام کرده بود، زراعت مان را هم که تمام کرده، این ملت بکلی ساقط شده بود و باید عملگی کند برای اغیار.
.
ما که فریاد می کنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینکه آزادی می خواهیم ما...
فراخوان ثبت نام و عضوگیری کانون یاوران جهادگر
کانون یاوران جهادگر پس از گذراندن هشت مرحله اردوی جهادی در مناطق محروم کشور از جمله روستاهای خرمشهر و روستاهای بخش بازفت از استان چهارمحال و بختیاری، با وجود شناسایی اعضای فعال خود و همراهی ده ها تن از دانشجویان دانشگاه های مختلف استان تهران و ... بر آن شده است تا در سطح گسترده تری اقدام به عضوگیری نماید تا با شناسایی اعضا (به طور مشروح) و ارتباط مستمر با ایشان نه فقط در قالب برگزاری اردو ، گامی برداشته باشد در جهت گسترش فرهنگ جهادی در میان آحاد مردم و از همه مهمتر بقای روحیه جهادی در میان دوستانی که تجربه شیرین این گونه سفرها را چشیده اند.
لذا کسانی که مایل به عضویت در جمع صمیمانه کانون یاوران جهادگر می باشند می توانند پس از مطالعه قوانین و ضوابط پذیرفته شده در گروه نسبت به ارسال فرم ثبت نام خود از طریق همین وبلاگ اقدام نموده و آمادگی خود را جهت پیوستن به کانون اعلام نمایند.
منتظر حضور گرم شما هستیم .
یاعلی
نه اینچنین است که کربلا شهری در میان شهر ها باشد
و عاشورا روزی در میان روزها
زمین سراسر کربلاست
و کربلا ما را به خود فرا می خواند
(شهید آوینی)
چگونه در خودمان عشق و ایمان بسازیم ؟
از کجا و با چه وسیله ای می توانیم حرکت ها را و محرک ها را کنترل کنیم ؟
و از راه نزدیک به مقصد برسیم ؟
اینها خیال می کنند که باید در خودشان عشقی بسازند و یا حرکتی ایجاد کنند، غافل از اینکه این همه را دارند. تمامی وجودشان سوز و شور است. مگر از صبح تا شام بیکارند ؟ و مگر این همه رنج و کار، بدون عشق و نیرویی جوشنده، امکان دارد ؟
ما عاشق آفریده شده ایم و نه تنها عشق، که حرکت را، که فعالیت را با خود داریم
ما عاشق آفریده شده ایم...